با هم همین و بس

03 تیر 1397



این کتاب در سال 2004 نوشته شده و چهارمین اثر این نویسنده‌ی مطرح فرانسویه. اما خب نشر ماهی به تازگی اون رو ترجمه و منتشر کرده. پیش از اون هم نشر کتاب پارسه با ترجمه خجسته کیهان این کتاب رو چاپ کرده بودند. البته بر خلاف اغلب کارهای گاوالدا که جمع و جور هستند، این یکی 600 صفحه است. در سال 2007 هم یک فیلم با بازی "آدری توتو" از روی این رمان ساخته شده. 

پشت جلد این کتاب نوشته: «اعتقادهای ما هیچ‌گاه پایه واساس درستی ندارند . یک‌روز می‌خواهیم بمیریم اما روز بعد می‌فهمیم تنها کاری که باید می‌کردیم این بود که چند پله پایین برویم و کلید برق را بزنیم تا همه چیز روشن‌تر ببینیم... به هر حال این چهار نفر در آستانه‌ی تجربه‌ای بودند که شاید می‌توانست بهترین روزهای زندگی‌شان را رقم بزنند.»

این رمان ماجرای چهار نفر را روایت می‌کند که در پاریس، دست سرنوشت آن‌ها را به هم می‌رساند. این چهار نفر متشکل از یک هنرمند گرسنه، همسایه اشرافی‌اش، و هم‌اتاقی نفرت‌انگیز اما با استعداد مرد اشرافی و یک مادربزرگ فراموش شده هستند. این چهار فرد که هرکدام رنجور و درمانده هستند، در کنار یکدیگر گروهی را تشکیل می‌دهند که کنار آمدن با دنیا را راحت‌تر می‌کند.

◀️ #چند_سطر_کتاب 

آغاز داستان را با هم بخوانیم که با مادربزرگ درمانده شروع می‌شود: «پولت لستافیه آنقدرها هم که می‌گفتند خل نشده بود. البته که حساب روزهای هفته را داشت، چون کاری نمی‌کرد جز اینکه روزها را بشمرد، منتظرشان بماند و فراموششان کند. مثلا خوب می‌دانست امروز چهارشنبه است. برای همین هم آماده شده بود! مانتو پوشیده، سبد به دست گرفته و کوپن‌ها را جمع کرده بود. حتی صدای اتومبیل ایون را از دور شنیده بود...اما دم در گربه‌اش را دید. حیوان گرسنه بود. وقتی خم شد تا کاسه‌ی غذای گربه را بگذارد، افتاد و سرش به پله‌ی اول پلکان خورد. پولت لستافیه زیاد زمین می‌خورد، اما به هیچ‌کس چیزی نمی‌گفت. نباید چیزی می‌گفت. به هیچ‌کس. در سکوت خود را تهدید می‌کرد: «به هیچ‌کس، می‌شنوی؟ نه به ایون، نه به پزشک. به پسرک هم که اصلا و ابدا...»

📙باهم، همین و بس/آنا گاوالدا/مترجم: ناهید فروغان/نشر ماهی/رقعی/ 600 صفحه/ قیمت: 45000 تومان

یادداشت از: کلیدر/ مهرنوش چمنی

@klidar



دیدگاه های شما