پسرکی با پیژامه‌ی راه‌راه/ جان بوین

30 تیر 1397


ارتشیِ خوب اصلا وجود نداره!

#کتاب_امروز

📘پسرکی با پیژامه‌ی راه‌راه 
✍️ #جان_بوین (John Boyne)

 

کلبه‌کتاب‌کلیدر/ #سعیده:
"پسرکی با پیژامه‌ای راه‌راه" با نام اصلی "The Boy in the Striped Pyjamas" اولین اثر جان بوین، نویسنده ایرلندی هست. این کتاب اولین بار در سال 2006 منتشر شده و دوسال بعد فیلمی بر پایه همین داستان توسط مارک هرمن ساخته شده. (دانلود فیلم👈: yon.ir/NBQVY) 

مثل اینکه اول، ژانر این کتاب برای نوجوانان شناسایی شده اما با استقبال زیاد بزرگسالان، الان بیشتر به‌عنوان یک رمان بزرگسال شناخته می‌شه. فضای داستان مربوط به جنگ جهانی دوم و هدف اصلی نویسنده بحث درباره نسل‌کشی هست. کار متفاوتی که آقای بوین انجام دادن، اینه که این بار این فضا از زبان دو بچه‌ای روایت می‌شه که هر دو به نوعی قربانی جنگ و آدم‌کشی و... هستن. بچه‌های معصومی که سعی ‌می‌کنن از دنیای خط کشی شده بزرگتراشون فارغ باشن . اما آیا همچین چیزی توی دنیای خشنی که بزرگترا ساختن ممکنه؟

شخصیت اصلی کتاب "برونو" (Bruno) پسر 9 ساله‌ای هست که به همراه خانواده‌ش در برلین زندگی می‌کنن. خونه‌ای رویایی و بزرگ که همون اول داستان (به خاطر شغل پدر) مجبور به ترک اون خونه می‌شن. برونو اسم جای جدید رو "برهوت" می‌ذاره و کاملا با خونه‌ای که در برلین داشتن متفاوت بوده. چرا به ‌این برهوت اومدن؟ مگر شغل پدر چیه؟ این حصار اطراف خونه‌ جدید برای چیه؟ آدمای اون‌طرف حصار چرا همه پیژامه‌های راه‌راه به تن دارن؟ این‌ها سوال‌هاییه که برونو از خودش و بقیه می‌پرسه و هیچ‌کس جواب درستی به اون نمی‌ده. عاقبت، ماجراجویی برونو برای پاسخ دادن به سوالاتش شروع می‌شه و در اولین روز ماجراجویی، اون‌طرف حصار با پسربچه‌ای دوست می‌شه. اما آیا این کار، با قوانین بزرگترا جور بوده؟ دوستی پسر فرمانده نازی با یهودی اسیر، چه عواقبی براشون داره؟


🔰 #چند_سطر_کتاب:

پرسید: «می‌دونی وقتی بزرگ شدی می‌خوای چه‌کاره بشی؟»
«آره، می‌خوام توی یه باغ‌وحش کار کنم»
برونو پرسید: «توی یه باغ‌وحش؟»
شموئیل آهسته‌ و آرام گفت: «حیوانات رو دوست دارم.»
برونو با لحنی مصمم گفت: «من می‌خوام یه ارتشی بشم، مثل پدر.»
شموئیل گفت: «دوست ندارم ارتشی بشم.»
برونو تند و سریع درآمد که «منظورم یه ارتشی مثل ستوان کتلر نیست، نه از همین افسرها که این‌ور و اون‌ور با قدم‌های بلبند راه بره، انگار صاحب‌خونه‌س، کسی که بلندبلند با خواهرت هرّوکرّ کنه و دم گوش مادر یواشکی حرف بزنه. فکر نمی‌کنم که یه همچو آدمی اصلا ارتشی خوبی باشه. منظورم آدمیه مثل پدر. یکی از اون ارتشی‌های خوب.»
«ارتشی خوب اصلا وجود نداره.»
«البته که ارتشی‌های خوب وجود دارن.»
«کیه؟»
برونو گفت: «خب، یکیش پدر من، واسه همینه که یه همچو یونیفرم باابهتی داره، و برای همین همه اونو فرمانده صداش می‌کنن و هر کاری می‌گه انجامش می‌دن. پیشوا برنامه‌های بزرگی در فکرش براش داره، واسه اینکه او ارتشی خوبیه.»
شموئیل تکرار کرد: «ارتشی خوب اصلا وجود نداره.»
ص 120


🔵 پسرکی با پیژامه‌ی راه‌راه/ جان بوین/ ترجمه‌ی‌: #هرمز_عبداللهی/ #نشر_چشمه/  195 صفحه/ قطع رقعی/ قیمت: 13هزارتومان

@KLIDAR



دیدگاه های شما