نگذار به بادبادک‌ها شلیک کنند/ فریده چیچک‌اوغلو/ مترجم: فرهاد سخا/ نشر ماهی

08 خرداد 1397


خیلی گشتم تا در مورد فریده چیچک‌اوغلو اطلاعاتی کسب کنم، اما بیشتر مطالب ترکی بودن و منم ترکی بلد نیستم. برای همین به نوشته‌ی پشت جلد اکتفا می‌کنم: «فریده چیچک‌اوغلو که خود چند سالی به دلیل عقاید و فعالیت‌هایش پشت میله‌ها بوده، در این کتاب زندگی زندانیان سیاسی و عادی بند زنان را به خوبی تصویر کرده است.»

اون‌طور که فهمیدم این کتاب قبلا هم توسط همین مترجم و ناشر چاپ شده بوده، اما سال گذشته دوباره با این طرح جلد و در قالب سری کتاب‌های جیبی، تجدید چاپ شده. 

"باریش" پسرکوچولوییه که در بند زنان متولد شده و اونجا با مادرش زندگی می‌کنه. کتاب به صورت نامه‌هایی بین باریش(که سایر زندانی‌ها براش می‌نویسند) و اینجی که تازه آزاد شده، نوشته شده، اما این نامه‌ها همیشه هم به دست اینجی نمی‌رسن. به قول باریش، از در آهنی رد نمی‌شن(به دلیل محتوی اون‌ها اجازه ارسال ندارند).

روایت از زبان بچه‌ها کار سختیه ولی فریده چیچک‌اوغلو از پسش براومده. دنیایی که واقعا عجیب و غیرقابل فهمه و گاهی خنده‌دار، اما همینه که هست! راستی اسم کتاب هم بخشی از شعر #ناظم_حکمت شاعر ترک هست. در سال 1989 از روی این کتاب، یک فیلم هم ساخته شده.

از نکات مهم این کتاب هم اینه که با وجود تم سیاسی، جانبدارانه نوشته نشده و شخصیت‌ها تمام سیاسی و یا تماما خوب نیستند. زنان زندانی هرکدوم ماجرایی دارن. بعضیاشون بدجنس و دروغگو هستند و بعضیاشون آدمای معمولی، بعضیا به دلایل سیاسی زندانی شدن و بعضی خیانت. 
به اندازه‌ی همین صد و بیست صفحه می‌تونم در مورد این کتاب حرف بزنم، اما می‌ذارم به عهده خودتون  که این کتاب کوچیک اما زیبا رو بخونید.

چند سطر کتاب

امروز همه باروبندیلشان را دوباره باز کردند. از عفو خبری نشد. آقای توی تلویزیون دروغ گفته بود؟ خاله سلطان می‌گوید: «بزرگ‌ترهای ما هیچ‌وقت دروغ نمی‌گویند. تازه، آدم دروغگو را که کسی به تلویزیون راه نمی‌دهد.» فیلیز خندید و گفت: «مگر تا حالا توی تلویزیون آدم دروغگو کم دیده‌ایم؟»

اینجی، وقتی من دروغ می‌گفتم، تو خیلی عصبانی می‌شدی. زینب هم خیلی عصبانی می‌شود.
از زینب پرسیدم: «آدم دروغگو را مگر می‌برند توی تلویزیون؟»
«آره که می‌برند!»
از زینب پرسیدم: «وقتی من دروغ می‌گویم، تو از دست من عصبانی می‌شوی. از دست آن تلویزیون عصبانی نیستی؟»
گفت: «ما چون از دست آن دروغ‌ها عصبانی بودیم، آوردندمان اینجا!»
ص 62

نگذار به بادبادک‌ها شلیک کنند/ فریده چیچک‌اوغلو/ مترجم: فرهاد سخا/ نشر ماهی/ جیبی/ شومیز/ 119 صفحه/ قیمت: 7000 تومان

یادداشت از: کلیدر/ مهرنوش

@KLIDAR

 



دیدگاه های شما