حرمسرای قذافی/ آنیک کوژان/ مترجم: بیژن اشتری/ نشر ثالث

30 تیر 1397


من نباید این‌جا باشم. ای وای، خدای من!

#کتاب_امروز 

📕 #حرمسرای_قذافی
📘 #آنیک_کوژان
📕مترجم: #بیژن_اشتری
📘#نشر_ثالث

📚 @klidar 
کلیدر/ #سعیده:
آخه چطور ممکنه؟ چطور ممکنه یه کتاب اینقدر دردناک و بی‌رحم باشه. تو تمام طول خوندن کتاب به این فکر می‌کردم "آنیک کوژان" چقدر آدم قوی‌ای بوده که تونسته از نزدیک همه چیزو ببینه. تونسته به چشم‌های پردرد "ثریا" زل بزنه و داستان‌ش رو بنویسه. آخه چطور واقعا!؟ معمر قذافی 42 سال رهبر لیبی بود و توی این 42 سال صدها زن و مرد جوان قربانی جرایم جنسی این دیکتاتور بودند. اما از این افراد فقط تعداد معدودی جرات افشاگری پیدا کرده بودند. آنیک کوژان نویسنده فرانسوی، موفق می‌شه چند قربانی رو به حرف بیاره و رازهایی رو افشا کنه و با سند و مدرک اثبات ‌کنه که قذافی هیولای دیکتاتوری بیش نبوده.

کتاب از دو قسمت تشکیل شده. قسمت اول داستان "ثریا" که از زبان خودش روایت می‌شه و قسمت دوم مربوط به تحقیقاتیه که کوژان در مورد ثریا و قذافی انجام داده. توی قسمت اول ثریا داستان زندگی‌ش رو از همون اول تولدش تعریف می‌کنه. هر چی قصه‌ی زندگی جلوتر می‌ره تلخ‌تر و تلخ‌تر می‌شه. پنج سال زندگی توی زیرزمین مخوف "باب‌‌العزیزیه"، دژ قذافی، همه‌چیز رو از ثریا 15 ساله می‌گیره. همه چیز، معصومیت، بکارت، درس، عشق، رویای دندانپزشک شدن و حتی خانواده. 

توی قسمت دوم (تحقیقات) کوژان متوجه می‌شه تنها ثریا و چند نفر از دوستان‌ش قربانی نیستند. قذافی منتظر یه مراسم بوده تا سری به دانشگاه‌ها و مدارس و حتی عروسی و مجالس خصوصی مردم بزنه تا از نزدیک برده‌های جنسی خودش‌ رو، دختر و پسرهای زیبا رو انتخاب کنه. اما چرا تا سال 2011 که معمر قذافی کشته می‌شه هیچ کس هیچ حرفی نمی‌زنه؟ دوباره همین قضیه همیشگی راجع‌به تجاوز!! ترس از ریختن آبرو در جامعه سنتی لیبی. دختری(ثریا)  که حتی حق نداره درباره پریود‌شدن خودش سوال کنه و مادرش این نوید رو بهش می‌ده که توی 18 سالگی همه چیزرو می‌فهمه!! چیزی که توی کتاب برای من خیلی غم‌انگیز بود این بود که ثریا بعد این‌که بهش تجاوز شده بود تازه متوجه شده بود رابطه‌ی جنسی بین دو جنس مخالف هست!!

و حرف آخر، چیزی که از همون اول که زندگی ثریا تلخ شد توی ذهنم اومد این بود که چرا خودشو نمی‌کشه و سوالی بود که فکر می‌کردم یه جایی کوژان ازش پرسیده. اما نپرسیده بود.

◀️ #چند_سطر_کتاب  

قذافی روی تختش بود و لباسی به تن نداشت. وحشت کردم. چشمانم را بستم. چنان یکه خودم که ناخودآگاه چند قدم به عقب برداشتم. فکر می‌کردم: «لابد اشتباه وحشتناکی شده! من الان نباید این‌جا باشم. ای وای، خدای من!» سرم را برگرداندم و "مبروکه"
 را دیدم که پشت در ایستاده. حالت چهره‌اش سنگدلانه بود. زیر لب به مبروکه گفتم: «ایشان لباسی به تن ندارند!» به شدت ترسیده بودم و فکر می‌کردم مبروکه از این موضوع خبر ندارد. مبروکه گفت: «برو جلو.» و بعد از عقب مرا هل داد به جلو. قذافی دستم را گرفت و وادارم کرد روی تخت کنارش بنشینم. جرئت نداشتم نگاهش کنم. به‌ من گفت: «به من نگاه کن، لکاته!»
ص 46

🔹 حرمسرای قذافی/ آنیک کوژان/ مترجم: بیژن اشتری/ نشر ثالث/ رقعی/ شومیز/ 363صفحه/ قیمت: 32500تومان

📚 @klidar 

عنوان اصلی فرانسوی: proies  (شکار)
عنوان انگلیسی: Gaddafi,s harem
نویسنده: Cojean Annick



دیدگاه های شما