پروژه‌ی خونین اون/ گرَم مک‌ری برنِت/ ترجمه‌ی پیمان خاکسار/ نشر چشمه

03 خرداد 1397


#کتاب_امروز

📕#پروژه_خونین_او
🔻#گرم_مک‌ری_برنت
🔻#پیمان_خاکسار
🔻#نشر_چشمه

📚@klidar

«پروژه خونین او» یک تریلر روان‌شناختی است. این چیزی است که پیمان خاکسار می‌گوید و درباره داستان کتاب توضیح می‌دهد: «ماجرای این کتاب مربوط به نوجوانی اسکاتلندی و زمان وقوع حوادث هم مربوط به قرن نوزدهم است. این نوجوان در طول زندگی خود مرتکب قتل‌ها و جنایاتی می‌شود و ماجرای این کتاب بررسی چرایی این عمل از لحاظ جرم‌شناسانه است. ماجرای این کتاب درواقع به صورت مدرک‌هایی که از این قتل‌ها به دست‌ آمده نوشته شده است و در حقیقت نویسنده سعی داشته به رمان حالت مستندگونه بدهد.»

داستان با اظهاریه‌های چندنفر از اهالی روستا، کشیش و معلم آغاز می‌شود. بعد نوبت به روایت اصلی از زبان نوجوان قاتل می‌رسد . او این ماجرا را به خواهش وکیل مدافعش می‌نویسد. سپس گزارش‌های پزشکی و روایت یک جراح که به روان‌شناسی جرم پرداخته و سرانجام جریان محاکمه و دادگاه و صدور حکم نهایی آمده است.
«گرم مک‌ری برنت» نویسنده این کتاب تاکنون سه رمان نوشته. «پروژه خونین او» دومین کتابش است که جزو نامزدهای نهایی جایزه بوکر سال 2016 بوده. 

⏺بخش از نقد سمیرا سهرابی را بخوانیم:
«در تحقیق درباره‌ روند جرم رودریک یکی از مواردی که به آن توجه می‌شود جغرافیای شکل‌گیری جرم است. گوشه‌های دورافتاده هر کشوری همیشه زمینه‌های ادبی برای جنایت ارائه می‌دهد که انگیزه‌ها عمیقا در آن ریشه دارد. در قلب رمان یک نظام اجتماعی وجود دارد که تحریک‌کننده‌ عمیق‌ترین لایه‌های شخصیتی یک فرد است. جامعه‌ای که برای نسل‌های پیاپی تحت سلطه ملاک بوده‌اند و برای آنها کار کرده‌اند. آنها برای همین به دنیا آمده‌اند و تنها راه زنده‌ماندنشان تنها همین است. در شرایطی که استبداد وجود دارد و عدم وجود فرصت‌های آزاد و حضور رهبران کلیسا که گویی تنها وظیفه‌شان توجیه وضعیت دشوار آنهاست.»/ yon.ir/tDWwz


◀️ #چند_سطر_کتاب 

اظهاریه‌ی کشیش جیمز گالبرایت
من بعد از این که متوجه شدم مرتکب جرم، "رودریک مک‌ری" است اصلا جانخوردم. از کودکی به کلیسای من می‌آمد ولی همیشه احساس می‌کردم هرچه‌قدر هم برای او موعظه کنم باز میخ در سنگ کوبیده‌ام. باید بپذیرم که جنایات او تاحدی نمایانگر شکست من در سربه راه کردن او هم هست، ولی گاهی باید یک بره را برای نجات کُل گله قربانی کرد. همیشه یک جور شرارت در وجود این بچه حس می‌کردم که متاسفانه باید بگویم مهارش از عهده ام برنمی‌آمد.
مادر بچه، اونا مک ری، زنی بود سبک‌سر و ریاکار. مرتب به کلیسا می‌آمد، ولی باید خدمت شما عرض کنم که ایشان خانه‌ی خدا را با سالن اجتماعات عوضی گرفته بود. همواره می‌دیدمش که موقع آمدن به کلیسا یا زمان برگشت به خانه برای خودش آواز می‌خواند و بعد از مراسم هم بقیه‌ی زن‌ها را دور خود جمع می‌کرد تا حرف‌های بی‌معنا بزنند و بخندند. بیش از یک‌بار مجبور شدم مواخذه‌اش کنم.
ص17


♦️پروژه‌ی خونین اون/ گرَم مک‌ری برنِت/ ترجمه‌ی پیمان خاکسار/ نشر چشمه/ 278صفحه/ قطع رقعی/ چاپ اول1396/ 24هزارتومان
عنوان اصلی: His bloody project
نویسنده: Burnet, Graeme Macrae



دیدگاه های شما