جمجمه‌ای در کانه مارا/ مارتین مک‌دونا/ ترجمه: بهرنگ رجبی/ نشر بیدگل

30 تیر 1397


#کتاب_امروز 

🔶 جمجمه‌ای در کانه‌مارا
🔸 #مارتین_مک_دونا
🔷 ترجمه: #بهرنگ_رجبی
🔹#نشر_بیدگل

کلیدر/ #سعیده:
"جمجمه‌ای در کانه‌مارا" یه نمایش‌نامه از نویسنده‌ای باحال و خفن، «مارتین مک‌دونا»س. مک‌دونا نمایش‌نامه‌نویس، فیلم‌نامه‌نویس و فیلم‌ساز ایرلندی-بریتانیاییه که مشهورترین اثرش «سه‌گانه لی‌نین» هست. "جمجمه‌ای در کانه‌مارا" به‌همراه دو کتاب "#ملکه_زیبایی_لی‌نین" و "#غرب_غمزده" سه‌گانه این نویسنده هستن. مثل اینکه این سه‌گانه برای آقای نویسنده خیلی موفقیت‌آمیز بوده و تا الان جایزه‌های زیادی رو برده. پشت جلد همین کتاب نوشته شده که مک‌دونا از بیست‌وچهار سالگی تصمیم به نوشتن نمایش‌نامه گرفته و هر روز و هر روز می‌نوشته تا این که توی نُه ماه هفت تا نمایش‌نامه می‌نویسه که تبدیل می‌شن به بهترین نمایش‌نامه ها.

کتاب کلا چهارتا شخصیت داره و چه شخصیت‌هایی!! شخصیت‌های عوضی و دیوونه!! البته تمام جذبه‌ی کتاب‌های مک‌دونا داشتن همین شخصیت‌های خاصشه.  "جمجمه‌ای در کانه‌مارا" قصه‌ی مردی‌ (با نام میک‌داد) رو می‌گه که کارش نبش قبر و باز کردن جا برای مرده‌های تازه‌اس. تا اینکه نوبت به قبر زن‌ش می‌رسه که هفت سال پیش به طور مشکوکی مرده. البته شایعاتی هم وجود داره که باعث مرگ زنش خودِ میک‌داد بوده. «مرتین» یه پسر بیست‌وچند ساله‌اس که جدیدا شده همکار میک. دیالوگ‌هایی که بین این دو نفر رد‌وبدل می‌شه روند داستان رو جالب‌تر می‌کنه. 

موضوع دیگه‌ای که  توی کارهای این نویسنده می‌شه بهش اشاره کرد، اینه که موقع خوندن کتاب، تموم اتفاقای غیرمنطقی که رخ می‌ده ‌رو قبول داری! و به تموم دیوونه‌بازی‌هایی که انجام می‌شه لبخند می‌زنی. اما بعدش که کتاب تموم می‌شه می‌فهمی چه آدم‌هایی بودن! چه کارایی کردن! 


◀️ #چند_سطر_کتاب 

مِرتین: هی، میک!
میک: چیه؟
مرتین: چیزِ آدم چی می‌شه؟
میک: هان؟
مرتین: چیزِ آدم چی می‌شه؟ وقتی می‌میره منظورمه. اصلا هیچ‌کدوم چیزشونو ندارن. نگاه کرده‌م که می‌گم.
میک: خودم خوب می‌دونم نگاه کرده‌ی. مالِ زن‌ها رو هم! فک کنم اصلا برای همین اومدی توی این شغل، که خوب نگاه کنی. زنده‌شو که خیلی نمی‌بینی.
مرتین: به‌اندازه‌ی خودم می‌بینم.
میک: مردونه‌شو مرتین؟
مرتین: اون یکی‌شو، که خودت خوب می‌دونی!
میک: واقعا نمی‌دونی چی می‌شه؟ هیچ‌وقت بهت نگفته‌ن؟
مرتین: نه.
میک: تو درس‌های دینی نمی‌گن؟
مرتین: نه من کلی از درس‌های دینی رو گوش نمی‌دم. کلی چرند می‌گن درباره‌ی مسیح.
میک: پس برای همینه که نمی‌دونی. مگه تو مذهب کاتولیک حروم نیست جنازه رو وقتی هنوز فلانش بهش وصله، خاک کنن؟ گناه نیست به چشمِ خدا؟
مرتین: (ناباور) نه...
میک: مگه تو تابوت نمی‌بُرن و بعد هم نمی‌فروشنش به دوره‌گردها که غذای سگ‌هاشون کنن؟
مرتین: (وحشت‌زده) نمی‌کنن این کارو!
میک: زمان قحطی، مگه دوره‌گردها دیگه کلا بی‌خیالِ دادنِ این‌ها به سگ‌ها نشدن و خودشون شروع نکردن خوردن چیزی که می‌خریدن؟
مرتین: این کارو که دیگه نکردن میک...
میک: می‌دیدی‌شون دست‌شون گرفتن و ملچ‌ملوچی می‌کنن‌ها.
مرتین: نه...
میک: امروز مشکلِ جوون‌ها همیننه دیگه، که چیزهای ابتداییو در مورد تاریخ ایرلند نمی‌دونن.
ص 43 

⏹ جمجمه‌ای در کانه مارا/ مارتین مک‌دونا/ ترجمه: بهرنگ رجبی/ نشر بیدگل/ رقعی/ شومیز/ 102 صفحه/ قیمت: 8000 تومان

t.me/klidar

 

 



دیدگاه های شما