سرشار زندگی/ جان فانته/ ترجمه: محمدرضا شکاری/ نشر اسم

31 اردیبهشت 1397


#کتاب_امروز 

🔶 #سرشار_زندگی
🔸 #جان_فانته
🔷 ترجمه: #محمدرضا_شکاری
🔹#نشر_اسم

📚 @klidar 

کلیدر/ #سعیده:
  اولش کتاب رو برای طرح جلدش برداشتم بخونم اما وقتی پشت جلدش رو خوندم که بوکوفسکی گفته «فانته خدای من بود.» توی خوب بودن کتاب هیچ شکی نکردم و حالا که خوندمش می‌خوام این کتاب رو به همه‌ی اونایی که آثار بوکوفسکی‌ رو دوست دارن پیشنهاد بدم. کتاب «سرشار زندگی» اولین کتاب ترجمه شده از جان فانته، نویسنده آمریکایی هست. البته معروف‌ترین اثر این نویسنده، «از غبار بپرس» جدیدا توسط #نشر_چشمه با ترجمه #بابک_تبرایی منتشر شده. 

کتاب ترجمه روانی داره اما متاسفانه یه بخشی‌هایی هم سانسور شده که راحت میشه فهمید. راوی داستان خودِ جان فانته نویسنده‌ست. همسرش «جویس» دوران بارداری رو می‌گذرونه. توی گیرودار همین موضوع متوجه حمله موریانه‌ها به خونه‌ش میشه که پای فانته بزرگ (پدر جان فانته) برای تعمیر به خونه باز میشه. با بودن پدر الکلی و سنتی و حرص‌درآر، داستان جذاب‌تر می‌شه. البته تغییراتی که توی حال روحی و جسمی جویس اتفاق می‌افته هم باحاله! از ویار داشتنش گرفته تا گرایشش به مذهب و اینا. فانته سعی کرده اوضاع دوران رکود اقتصادی آمریکا رو لابه‌لای همین ماجراها برای خواننده شرح بده. 


◀️ #چند_سطر_کتاب 

خانه‌ی جاداری بود چون ما آدم‌هایی بودیم با نقشه‌های بزرگ. اولین نقشه را هم عملی کرده بودیم، برآمدگی‌ای روی شکم زنم، که با حرکتی نرم مثل دسته‌ای مار می‌خزید و می‌لولید. در ساعات آرام پیش از نیمه شب گوشم را گذاشتم روی آنجا و دراز کشیدم و به صدای چکه‌هایی گوش دادم که انگار از چشمه‌ای می‌آمد، به صدای شرشرها و مکیدن‌ها و شلپ شلوپ‌ها.
گفتم: «حتم دارم رفتارش مثل مرداست.»
ـ نه لزوما.
ـ هیچ زنی این‌قدر لگد نمی‌زنه.
اما جویس با من بحث نکرد. آن چیز درونش قرار داشت، و او سرد و تحقیرآمیز و کاملا متبرک بود.
با این حال من اهمیتی به آن برآمدگی نمی‌دادم.
«اصلا خوشایند نیست.» . پیشنهاد دادم یک چیزی بپوشد تا شکمش برود تو.
ـ و بکشمش؟
ـ چیزهای مخصوص ساختن. خودم دیدم.
ص 7

⏹ سرشار زندگی/ جان فانته/ ترجمه: محمدرضا شکاری/ نشر اسم/ پالتویی/ شومیز/200 صفحه/ قیمت: 15000 تومان



دیدگاه های شما