احمد شاملو چهره دیگر/ مسعود خیام

01 مرداد 1397


#شاملو در آکادمی نمی‌گنجید

#کتاب_امروز

📗 #احمد_شاملو چهره دیگر
🔹 #مسعود_خیام
🔸#نشر_نشانه

📚 @klidar

مسعود خیام که از دوستان نزدیک شاملو بوده به تازگی کتابی با عنوان «احمد شاملو چهره دیگر» به کتابفروشی‌ها فرستاده است. در آغاز این کتاب آمده است:
«هرقدر از دماوند تعریف کنیم یک سانتیمتر به ارتفاعش اضافه نمی‌شود یا اگر بد بگویند از ارتفاعش کم نخواهد شد. هرکس هرچه بگوید نه به مقام شاملو افزوده می‌شود نه از منزلتش کم می‌گردد. از جان مایه گذاشت، کوه غیرممکن را با چنگ و دندان از پیش پا برداشت و تاج را از میان شیران ربود. به گفته‌ی نصرت رحمانی: هر شاعری دیهیم از کف شیران ربوده است. به سان «گل‌هایی که در جهنم می‌رویند» در دوزخ رضاشاهی رویید و در برزخ آریایی زیست! شاملو شاعر بزرگی است که به بالاترین قله‌‌های ادبیات فارسی دست پیدا کرد. ملقب به «شاعر ملی» شد. رگ و استخوان و گردن و پایش را، جانش را، در راه شعر داد و به گفته‌ی یکی از عاشقان فراوانش «شهید شعر» شد. بهشت من جنگل شوکران‌هاست و شهادت مرا پایانی نیست.»

البته نویسنده در این کتاب بعد از این آغازِ شیفته‌وار، به نقد هم پرداخته:
«من فارسی نویسی را از احمد شاملو یاد گرفتم. او بیش از پنجاه سال در صحنه‌ی فرهنگ این سرزمین حضور داشت و همه‌جور بازی کرد و همه‌جا سرکشید. فعالیت‌های مختلف سینمایی، حضور جدی و مستمر مطبوعاتی، ترجمه، داستان‌نویسی، تصحیح متون، کتاب کوچه و غیره. من پس از بررسی جدی همه‌ی کارهای او به این نتیجه رسیدم که باید یک وجه او را از بقیه جدا کنم: شعر. آن کس که خوب و مقبول و محبوب است احمد شاملو شاعر است. بقیه وجوه او دارای مشکلات و معایبی است که ربط دادنش به شاعر از بزرگی شاعر می‌کاهد.»
ص11

و درباره ترجمه‌های شاملو:
«ترجمه‌ی شعر -محصول زبان و تصویر و موسیقی و اندیشه- جزو دشوارترین فعالیت‌های ادبی است و به همین دلیل نمونه‌های موفق آن کمتر پیدا می‌شود. شاملو کمربند سیاه کاراته شاعری با دان 9 دارد. هر دعوایی را، حتا بگومگوی ساده در کوچه و بازار را به کاراته و هر ترجمه‌ای را به بازآفرینی می‌کشاند و خلاص. در یک کلام شاملو مترجم نیست، بازآفرین شعر است و در این زمینه بی‌همتاست. به گفته‌ی خودش در بعضی موارد مثل هایکو و مارگوت بیکل، کار شاملو تبدیل متن فارسی به شعر یعنی در عمل ترجمه‌ی فارسی به فارسی است.»ص95

و کتاب کوچه:
«شاملو در آکادمی نمی‌گنجید. با آکادمیسین‌ها مشکل داشت. به همین دلیل کتاب کوچه را خارج از دایره‌ی آکادمی کار کرد. محیط‌های آکادمیک هم در ایران هم در خارج حاضر شدند همه‌گونه امکانات در اختیارش بگذارند اما هربار با بهانه‌ای رد کرد. کسانی که دانشگاه نرفته‌اند معمولا با تحقیق‌های آکادمیک مشکل پیدا می‌کنند. شاملو فقط بلد بود راه خود را برود و در مقابل نظرات دیگران، توپخانه‌ی تشر را به راه بیندازد. در مقابلِ منتقدان نیز از موضع «شاملو» برخورد کرد.»
ص113

و سرانجام:
«شاملو همه‌ی خوبی‌ها و عیب‌هایی را که برشمردیم و بسی بیشتر، که هنوز برنشمرده‌ایم داشت. این‌جا آن سوی تاریک زمین است. جهان سوم است و ما عقب افتاده هستیم:
«ما آلوده‌ی حسادت و کینه‌ایم، کینه به همه چیز و همه کس، فقر، فقر، فقر،... فقر، مغز استخوان ما را از کثافت و لجن انباشته است.»
شاملو بهترین تولید سرزمین ما بود. بزرگ‌ترین شاعر معاصر بود و کنار بزرگان تاریخی نشست و تا وقتی بهتر از او پدید نیامده، مدال بر گردن او باقی می‌ماند.»
ص169


📘کتاب «احمد شاملو چهره دیگر» را نشر نشانه در 176 صفحه و با قیمت 16هزارتومان در سال 1397منتشر کرده است.



دیدگاه های شما