گفت‌وگو با #ایرج_شهبازی به مناسبت 25فروردین روز بزرگداشت #عطار_نیشابوری

25 تیر 1397


گفت‌وگو با #ایرج_شهبازی به مناسبت 25فروردین روز بزرگداشت #عطار_نیشابوری
📚 t.me/klidar

گزیده مطالب:

📘بدون شک مهم‌ترین اثر عطار #مصیبت‌_نامه است. یعنی سطح عرفانی مصیبت‌نامه با هیچ یک از آن سه کار قابل مقایسه نیست و فکر می‌کنم عطارشناسان درجه اول هم نظرشان این است که شاهکار عطار مصیبت‌نامه است، نه «منطق‌الطیر» ؛ اما منطق‌الطیر به خاطر اینکه داستان جامع و جذابیت داستانی دارد به عنوان شاهکار عطار در نظر گرفته می‌شود.
 

📕عرفان عطار بر شعر او می‌چربد. یعنی حقیقتا عطار شاعر درجه یکی نیست و اگر خیام، فردوسی، سعدی، حافظ و مولانا را شاعران درجه اول زبان فارسی بدانیم، عطار با فاصله زیادی از این‌ها، یک شاعر درجه دو به حساب می‌آید.


📗یک سوز و درد خالصانه‌ای در شعر عطار وجود دارد که این سوز و درد را در کمتر شاعری می‌توان دید. یعنی سوز و دردی که در شعر عطار وجود دارد، حتی در شعر سنایی هم دیده نمی‌شود و از مولانا که بگذریم، فکر نمی‌کنم در زبان فارسی هیچ شاعری عرفانی شعر گفته باشد و این همه سوز ، عشق و درد در شعر او موج بزند. عطار شعرهایی دارد که واقعا انسان را متحول و دگرگون می‌کند.


📙در کشور ما متاسفانه حقوق مولف، نه در حال حاضر وجود دارد و نه در قدیم به آن احترام گذاشته می‌شد، به همین علت تعداد زیادی کتاب شعر داریم که به نام عطار معروف شده‌اند، ولی واقعا از سروده‌های عطار نیستند. همین الان هم در کتابفروشی‌های خیابان انقلاب، شاید بیش از بیست عنوان کتاب ‌می‌بینید که اسم عطار نیشابوری روی جلد آن‌هاست، ولی هیچکدام کتاب‌های عطار نیستند و بعضی از بزرگترین محققان براساس کتاب‌هایی که از عطار نیست، درباره عطار نظر داده‌اند و راه را از اساس به بیراهه رفته‌اند. جالب است که تعداد زیادی از مخالفت‌هایی که با عطار می‌شود، دقیقا به خاطر همین کتاب‌هایی است که مال عطار نیست و زبان آن‌ها زبان بسیار سست و ضعیفی است.


📘عطار بعد از خودش بر شاعران زیادی تاثیر گذاشته است که بدون شک برترین آن‌ها #مولانا است، یعنی مولانا خیلی تحت تاثیر عطار و شعر او بوده است.


📕«مصیبت‌نامه» را بهترین اثر عطار می‌دانم. دلیل آن هم عمق عرفانی این اثر است، یعنی مطالبی که در «مصیبت‌نامه مطرح می‌شود، بسیار عمیق‌تر از دیگر آثار عطار است. حدس من این است که عطار اول «اسرارنامه»، بعد «الهی‌نامه»، بعد از آن «منطق‌الطیر» و در آخر «مصیبت‌نامه» را سروده است.


📗مهم‌ترین شخصیت شعر عطار بیدل یا دیوانه است. عطار جزو کسانی است که خداوند را یک موجود شوخی پذیر می‌داند و نظرش این است که عارفان به جایی می‌رسند که می‌توانند با خداوند گستاخی کنند. البته هیچ وقت پا را از حریم ادب بیرون نمی‌گذارند.


📙حرف‌هایی که عطار در حیطه الهیات درباره خداوند می‌زند، حرف‌هایی است که در فرهنگ ما کاملا بی‌نظیرند و چون این‌ها را از زبان یک دیوانه مطرح می‌کند، هیچکس نمی‌تواند به او ایراد بگیرد. همانطور که می‌دانید در فرهنگ ما، چون فرهنگ بسته‌ای بوده و ما گرفتار خودخواهی و استبداد بودیم و آزادی بیان نداشته‌ایم، آدم‌ها برای بیان حرف‌های خود از چند روش استفاده می‌کرده‌اند. یکی صحبت از زبان ساز بوده که حافظ این‌چنین بوده است. یا از زبان غیر مسلمان‌ها مثل یهودی و مسیحی صحبت می‌کردند. یا صحبت خود را در قالب یک خواب می‌گفتند و یا از زبان دیوانه سخن می‌گفتند. چون دیوانه تحت سیطره عقل نیست، حرف‌هایش مسئولیت آور نیست و اگر دیوانه‌ای چیزی بگوید، محاکمه نمی‌شود. بنابراین یکی از راه‌هایی که در فرهنگ ما می‌توانستند حرف‌های ممنوعه بزنند و کسی هم به آن‌ها گیر ندهد، حرف زدن از زبان دیوانه‌ها بود و عطار مهم‌ترین کسی است که این کار را کرده است.


📘اوج هنر عطار را در «مصیبت‌نامه» می‌بینید، یعنی اگر کسی مصیبت‌نامه را پنجره چشم دیوانه‌گان بررسی کند، حرف‌هایی در آنجا می‌یابد که حرف‌های بسیار انقلابی، رادیکال و تند، هم در حوزه جامعه و مبارزه با سیاست حاکمه و هم در حوزه الهیات و عرفان وجود دارد.

 
🔸خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)_ مطهره میرشکاری
ا: yon.ir/ST8lG

 

 

🔻چند حکایت از #مصیبت_نامه
✍️ #عطار_نیشابوری

📚 @klidar

گفت با مجنون شبی لیلی به‌راز
کای به عشق من ز عقل افتاده باز

تا توانی با خرد بیگانه باش
عقل را غارت کن و دیوانه باش

زانک اگر تو عاقل آئی سوی من
زخم بسیاری خوری در کوی من

لیک اگر دیوانه آئی در شمار
هیچکس را با تو نبود هیچ کار


ا▪️ا


یافت پیری یک درم سیم سیاه
گفت برباید گرفت این را ز راه

هرکه او محتاجتر خواهد فتاد
این درم اکنون بدو خواهیم داد

کرد بسیاری ز هر سوئی نگاه
کس نبُد محتاجتر از پادشاه

از قضا آن روز روز بار بود
پادشه در حکم گیرودار بود

پیر رفت و پیش او بنهاد سیم
شاه شد در خشم و گفتش ای لئیم

چون منی را کی بدین باشد نیاز
گفت ای خسرو مکن قصه دراز

زانکه من برکس نیفکندم نظر
در همه عالم ز تو محتاجتر

هیچ مسجد نیست و بازار ای سلیم
کز برای تو نمی‌خواهند سیم

هر زمانت قسمتی دیگر بود
هر دمت چیزی دگر در خور بود

از همه درها گدائی می‌کنی
تا زمانی پادشاهی می‌کنی

با خودآی آخر دلت از سنگ نیست
خود تُرا زین نامداری ننگ نیست


ا▪️ا


چون سکندر را مسخر شد جهان
وقت مرگ او درآمد ناگهان

گفت تابوتی کنید از بهر من
دخمه‌ای سازید پیش شهر من

کف گشاده دست من بیرون کنید
نوحه بر من هر زمان افزون کنید

تا زمال و لشکر و ملک و شهی
خلق می‌بینند دست من تهی

گر جهان در دست من بود آن زمان
در تهی دستی برفتم از جهان

ملک و مال این جهان جز پیچ نیست
گر همه یابی چو من جز هیچ نیست


ا▪️ا


با پسر لقمان چنین گفت ای پسر
گرچه بسیاری سخن گفتم چو زر

ای عجب با آنکه لقمان آمدم
از بسی گفتن پشیمان آمدم

لیک هرگز از خموشی کردنم
نه پشیمان بود و نه غم خوردنم


ا▪️ا


چون سکندر با حکیم و با خفیر
ماند اندر غار تاریکی اسیر

هیچکس البته ره نشناخت باز
جمله درماندند و شد کاری دراز

متفق گشتند آخر سر بسر
تا خری در پیش باشد راه‌بر

پیش در کردند خر تا راه برد
جمله را زانجا به لشگرگاه برد

ای عجب ایشان حیکمان جهان
با خبر از سر پیدا و نهان

در چنان ره راهبرشان شد خری
تا بحکمت لاف نزند دیگری

چون نمود آن قوم را اسرار خویش
گفت ای بی‌حاصلان کار خویش

گرچه هر یک مرد پیش‌اندیش بود
از شما باری خری در پیش بود

چون خری از عاقلان افزون بود
دیگران را کاردانی چون بود

عقل اگر جاهل بود جانت برد
ور تکبر آرد ایمانت برد

عقل آن بهتر که فرمان‌بر شود
ورنه گر کامل شود کافر شود


ا▪️ا

t.me/klidar



دیدگاه های شما